دستي نيست تا نگاه خسته ام را نوازشي دهد. اينجا ،باران نمي بارد... فانوسهاي شهر، خاموش و مُرده اند دست هاي مهرباني ،فقيرتر از من اند...! نامردمان عشق نديده ، خنجر کشيده اند بر تن برهنه و بي هويتم ! دلم مي خواهد آنقدر بنويسم تا نفسهايم تمام شود. آنقدر دفترهاي کهنه را سياه کنم ، تا سَرَم ، فرياد کنند. بوي غربت کوچه ها امان بُريده است...! مي خواستم واژه اي پيدا کنم تا ... دلتنگي کهنه و بي خاصيتم را عرضه کند ، ولي واژه ها باز هم غريبي مي کنند. مي خواستم ، کاغذي بيابم منت نگذارد، تنش را بدستانم بسپارد، تا نوازشش دهم ، اما ، اعتمادي نيست...! اين لحظه ها ي لعنتي ، باز هم مرا عذاب مي دهند... اين دقيقه هاي بي وفا ، بي وجدانترين ِ عالم اند...! دستي نيست تا دستهاي خسته ام را گرم کند... نگاهي نيست ، تا مرا اميد دهد... نفسي نمانده تا به آن تکيه کنم، اينجا، آخرين ايستگاه عاشقيست !!...
TomTom Bi To![]()
پ.ن. این متن مال خودم نیست و نمی دونم مال کیه، ولی قشنگ بود و گذاشتم...
تایپ شده با کیبورد TomTom در یکشنبه 27 اسفند1385 ساعت 8:30 موضوع | لینک ثابت
دیگه نمی خوام با هیچ کدومتون حرف بزنم، حرفام و نمی فهمین، فقط ادعا دارین، دلم نمی خواد یه کلمه از حرفام و دیگه بدونین، خسته شدم بس که مثل آدمای عاقل و بدون اشتباه و پاک باهام حرف زدین. زجرم می دین وقتی می خواین با حرفای سنگینتون بگین " آدم هر چی بزرگ تر رفتار کنه بهتره تا مثل بچه ها ".... دروغ می گین، خودتونم خوب می دونین. همتون حسرت یه لحظه دوباره بچه بودن و می خورین، ولی چون نمی تونین، می گین بچه بودن بده، دروغ میگین، حتی به خودتون. احساس می کنم غصه های دلم حروم می شن وقتی به شمایی که قدر هیچی و نمی دونین می گمشون. اهمیت درد دل کردن دیگران و با خودتون نمی دونین. تا یکی دو کلمه حرف باهاتون میزنه زود جو می گیردتون. پیش خودتون می گین حتما به نظرش من از همه عاقل تر و فهمیده تر بودم که اومده با من حرفاش و می زنه. ولی اینطوری نیست، به خدا راست می گم. اگه کسی تصمیم می گیره حرفاش و بهتون بزنه، برای اینه که احتیاج به همدردی داره و آروم شدن، نه شنیدن یه مشت حرفای فلسفی و اجتماعیه به درد نخور، که خود کسی که این حرفا رو میزنه هم هیچ اعتقادی بهشون نداره و همش رو فقط به خاطر یه کم اظهار فضل کردن میگه.... به هر حال از من که گذشت، من حالا دیگه یاد گرفتم که خودم بهتر از هر کسی می تونم حرفای خودم و بشنوم و بدون هیچ ادعایی برای خودم دل بسوزونم و به خودم کمک کنم و....... اعتماد کنم، ولی شما رو به خدا اینقدر دلهایی رو که احتیاجشون دو تا گوش شنوای مهربون و بی ادعاست برای گفتن چند کلمه درد دل، نا امید نکنین و نشکنین. تاوان شکستن یه دل تنها شده خیلی سنگینه، این و هممون خوب می دونیم........
تایپ شده با کیبورد TomTom در جمعه 11 اسفند1385 ساعت 8:48 موضوع | لینک ثابت
چند تا جملۀ همین طوری

کاش وقت با هم بودن رو قدر می دونستیم تا یه روز بعداز ازدست دادن همدیگه به جرم قدر ناشناسی از گذشته پشیمون نشیم و افسوس ازدست داده ها رو نخوریم....چه حیف از عشقی که برای خودخواهی پرپر بشه که بعد از اون دیگه تاب نفس کشیدن نداره...........
لیست کلیشه ای
لینک وبلاگای بقیه
چیزایی که قبلا نوشتم
طراح قالب
POWERED BY