تبليغاتX
 فقط تداعی آزاد...

فقط تداعی آزاد...

TOMTOM خودش و تو تاریکی شناخت...

جمله روز

دریایی باش تا اگر کسی سنگی به طرفت پرتاب کرد درتوغرق شود نه اینکه تو متلاطم شوی


 

تایپ شده با کیبورد TomTom در سه شنبه 20 شهریور1386 ساعت 12:30 موضوع | لینک ثابت


دیدید برگشم؟؟؟ D:

باورم نمی شد... اینکه یه روزی اینقدر حرف برای گفتن داشته باشم که موقع گفتنشون هیچ کلمه ای به ذهنم نرسه.

باورم نمی شد... یه روزی بیاد که نداشته باشم حوصلۀ نوشتن، اونم تو وبلاگی که ساختمش برای حرفای دلم. اونم حرفای با ربط و بی ربطم و حرفای شاد و غمگینم و حرفای به جا و بی جام و تو دلش نگه داشت و هر دفعه یه طوری با اون همه نظر و حرف و جمله کمکم می کرد. اگرم نمی تونست کمک کنه حد اقل چیزی نمی گفت که مثل نمک روی زخم، داغ دلم و تاره کنه.

باورم نمی شد... با داشتن این وبلاگ بتونم این همه دوست مختلف پیدا کنم که از حرف زدن باهاشون حتی برای مدت کوتاه احساس خوب داشته باشم و اینطوری کلی از تنهایی در بیام.

باورم نمی شد... با این همه ولی خیلی وقتا نتونستم بدیای دور و برم و کمرنگ ببینم و همین باعث می شد تحملم کم شه و از خیلی چیزا فاصله بگیرم. نبودنای طولانیم هم خیلی وقتا برای همین کرختی و بی حسی بود.

باورم نمی شد... که این زمان به این زودیا بگذره. حالا هر موقع به یک سال و نیم پیش نگاه می کنم می بینم همه چیز خیلی سریع تر و آسون تر و بهتر از چیزی که فکرش و می کردم گذشت، با همۀ روزای سخت و آسونش...

بی خیال نوشتن شده بودم، خیلی وقت بود، حدود 5 یا 6 ماه....

از آخرین پستی که گذاشتم به خودم گفتم از امروز یا نمی نویسم، یا وقتی می نویسم که حس متن ها با پست های قبل متفاوت باشه...

الآن خودم و احساسم فرق کردیم، خیلی چیزا هم مجبورم کرد که دوباره بیام و یه دستی به وبلاگ تنها و خاک گرفتم بزنم و سر و سامونش بدم. از این پست به بعد همۀ سعیم اینه که متفاوت بنویسم.

هر چیزی و که بخوای حتما داریش و می تونی انجامش بدی...

می خوام مثل زندگیم که هر روزش نو تر از قبله و مدام داره تغییر می کنه، نوشته هام هم متفاوت بشن و نو بشن...

خودم و باور دارم، اراده می کنم و حتما می تونم...

پس تا بعدی خیلی زود و متفاوت.....

TOM*TOM


 

تایپ شده با کیبورد TomTom در سه شنبه 20 شهریور1386 ساعت 4:8 موضوع | لینک ثابت