نمی دانم!!
اما چند وقتیست احساس می کنم نفسم دیگر تنگ است،
به سختی و زور در فضای سینه تردد می کند...
نمی دانم!!
اما حدس می زنم این تنگیه نفس شاید به خاطر بوی عطرهای جدید بازار باشد،
که از وجود آدم های اطراف به مشامم برخورد می کند،
و اصرار دارد همراه هر نفس،
درون ریه های بیمارم بچپد !!
اما من نمی گذارم.
واقعیت این است که نمی خواهم بگذارم.
آخر بوی این عطرها عذابم می دهند،
مرا می کشند ...............
TOM*TOM
تایپ شده با کیبورد TomTom در شنبه 18 اسفند1386 ساعت 1:30 موضوع | لینک ثابت
چند تا جملۀ همین طوری

کاش وقت با هم بودن رو قدر می دونستیم تا یه روز بعداز ازدست دادن همدیگه به جرم قدر ناشناسی از گذشته پشیمون نشیم و افسوس ازدست داده ها رو نخوریم....چه حیف از عشقی که برای خودخواهی پرپر بشه که بعد از اون دیگه تاب نفس کشیدن نداره...........
لیست کلیشه ای
لینک وبلاگای بقیه
چیزایی که قبلا نوشتم
طراح قالب
POWERED BY