از دوازده فروردین 85 تا دوازده فروردین 88 دقیقن سه سال فاصلس. سه سال برای تغییر آدم و عوض شدن زندگیش کم نیست. سه سال خودش عمریه واسه اینکه بگی من یکی دیگه م. واسه اینکه کسی از رو فکرت و رفتارت نشناستت. واسه اینکه دور و بریات با اونایی که قبلن دورت بودن فرق کنن، دوستات عوض شن، احساست، کارت، تفریحت، غذا خوردنت، همه چیز عوض شه. تو سه سال می شه خیلی چیزا رو فراموش کرد. می شه حتی خیلی چیزایی که قبل از این سه سال اتفاق افتاده رم فراموش کرد. الآن که فک می کنم می بینم بهار اونقدرم که سال 85 و قبل از اون بد بود، بد نیست.
و سه سال زمان مناسبیه برای اینکه بفهمی بعضی از سالگردها رو مجبور نیستی تا آخر عمر به خودت یادآوری کنی. هر چی بوده تموم شده، ته مونده خاطراتشم نشخوار کردی. پس دیگه وقتشه کم کم بی خیال شی و بچسبی به اینی که الآن داره برات اتفاق می افته. وقتشه جای سالگرد گرفتن و گله از بد بختیت و روزگار و آدما و زندگیت، حواست و شش دنگ جمع کنی که باز یه گند نزنی و بعدش سه سال براش سالگرد بگیری تا بفهمی چی باید باشه و چی نه. خوبیش اینه که می دونی هر چی سرت میاد و خودت می کنی و هیچ کس باعثش نیست. خوبیه اینی که می دونی ام اینه که مطمئنی این تویی که تعیین می کنه از اینجا به بعدش چی می شه.
بعد از همه اینا دیگه وقتشه خودت و جمع و جور کنی. وقتش شده همه توان و انگیزه و ارادت و متمرکز کنی رو اون چیزی که می خوای. اونی که از لزوم بودنش مطمئنی. حواست باشه فقط، خودتی و خودت. الکی چشم تو چشم کسی ندوز که با نگاهت بهش بفهمونی به کمکش نیاز داری. اگه این کار و کردی فاتحه خودت و هر چی که برای بعدت می خوای خوندس. آخر اینکه همه اینا شعره که به هم می بافی. این حرفا هیچ جا به درد نمی خوره. فقط حواست به زندگیت باشه که یهو از خواب نپری ببینی هیچ جاش به لعنت خدا نمی ارزه و بشینی تو رختخوابت با خودت فک کنی عجب کابوس مزخرفی دیدم و بعدم عصبی شی و معدت درد بگیره و بشینی پیش خودت فک کنی آخ آخ ببین من چقد زندگی سختی داشتم که انقد عصبی ام و هزار تا درد و مرز عصبی دارم.
اصلا من بیخود دارم خودم و خسته می کنم. دو ساعت دیگه هیچ کدوم از اینا رو یادت نمیاد. برو بگیر بخواب. شب بخیر...
TOM*TOM
تایپ شده با کیبورد TomTom در شنبه 15 فروردین1388 ساعت 0:52 موضوع | لینک ثابت
هر روز کلی دختر و پسر با هم دوست می شن. یه آهنگ از این رپ بی خودا هست می گه "عشق و عاشقی مد شده/آهنگای رضا صادقی مد شده...دل دادن تو دو دلی مد شده/شعرای سهراب سپهری مد شده" این دوستیایی که "مد" شدن دلیلای مختلف و متنوعی دارن. حالا چه از طرف دختر شروع بشن چه از طرف پسر. مهم اینه که این دست روابط ارزش و انسانیت و زیر سوال می بره.
مثلن بعضیا با هم دوست می شن واسه اینکه یکی باشه که اینا تنها نمونن. در واقع یه پارتنر فقط واسه مهمونی رفتن، واسه کافه رفتن، واسه خرید، واسه تفریح، واسه کوه رفتن، خلاصه یکی باشه اساسی پایه که اینا هر کار خواستن بکنن تنها نمونن دو نفری باشن.
بعضیا با یکی دوست می شن که یکی باشه دوسشون داشته باشه که اینطوری احساس ارزشمند بودن داشته باشن و به خودشون ثابت کنن "پس منم به درد دوست داشته شدن می خوردم".
بعضیا بر عکس با یکی دوست می شن که فقط یکی باشه بهش ابراز احساسات کنن و براشونم مهم نیست که اون طرفم دوسشون داره یا نه.
بعضیا دنبال دوست می گردن، البته دوست که نمی شه گفت، دنبال یه جنس می گردن که بین خودشون که می شینن بگن آقا فلانی "خوب گوشتیه" جون می ده واسه سکس و پارتی و عشق و حال. البته سوء تفاهم نشه من هر دو جنس و می گم نه صرفن دختر یا پسر.
بعضی از دوستیا مصلحتیه. این مصلحت و شرایط تعیین می کنه. ممکنه مصلحت پول باشه، موقعیت اجتماعی باشه، کار باشه، کم نیاوردن پیش فلانی باشه، پوز فلان کس و زدن باشه. خلاصه هر چیزی ممکنه باشه جز آدم بودن خود طرف.
بعضیای دیگه دوستیشون مث دوران نامزدی می مونه. ینی از همون اولش به ازدواج آخرش فک می کنن. این آدما اکثرن جو گیر می شن هر جا می رن از همون اول واسه هم نقش شریک زندگی رو بازی می کنن و تیریپ زن و شوهری بر می دارن واسه هم براشونم مهم نیست که به درد هم می خورن یا نه. دختره خوشحاله که شوهر گیرش اومده، پسره هم خوشحاله که مرد شده داره زن می گیره.
بعضیا واسه لجبازی با بی اف یا جی اف قبلی با یکی دیگه دوست می شن که جز جیگر زدن دوست قبلیشون و با چششون ببینن که دلشون خنک شه انتقام تمام حقوق ضایع شدشون و احساس تلف شدشون و دارن از او بدبخت می گیرن. این وسطم گور بابای این دوست جدیده که واسه لجبازی دو نفر دیگه بازیچه می شه.
بعضیا هم واسه کل کل کردن مخ یکی و می زنن. یا مثلا بین دوستای همجنس خودشون می گن "شرط چقد می بندی اگه من دو روزه مخ فلانی و که به هیچ کس پا نمی ده بریزم تو فرقون یه دورم واست دور شهر بچرخونم؟"
بعضیا با یکی که فک می کنن از خودشون بهتر و بالا تره دوست می شن که تمام عقده های روانی و کمبودای شخصیتیشون و با بودن اون آدم جبران کنن.
خلاصه این تنوع خیلی زیاد تر از ایناس. یه اس ام اس خنده دار بود چند وقت پیش یه دسته بندی کلی توش داشت که می گفت چهار جور دوستی داریم:
اگه تو دوستی دختر با هوش باشه پسر احمق نتیجه عشقه
اگه پسر زرنگ باشه دختر احمق نتیجه سکسه
اگه دختر باهوش باشه پسر هم باهوش باشه نتیجه اینه که همیشه بینشون دعواس
اگه هر دوشون احمق باشن آخرش به ازدواج ختم می شه.
از شوخی گذشته اما بعضی از دوستیا روابط که تعدادشونم خیلی کمه و جزء استثناها محسوب می شن، از اول با عشق شروع می شن. دو طرف همدیگه رو واقعن دوست دارن و دلیل این دوست داشتن سود و منافع شخصی نیست بلکه بودن و وجود خود اون آدمه (صرفن چیزی که خود اون آدم هست).اما این استثناها همیشه تلخ تموم می شن و یه چیزی هست که نمی ذاره این دو نفر برای همیشه با هم باشن. هر چند این استثناها هم استثنائن گاهی به نتیجه های خوب می رسن، اما نظر شخصی من اینه که این دوست داشتن ها ارزششون به همون نرسیدنه. چون انسان ذاتن به همه چیز عادت می کنه و عادی شدن هر چیز، شروع لوث شدن و کم ارزش شدنشه. خیلی بده کسی رو که خیلی دوسش داشتی و یه روز بودن باهاش آرزوت بوده یه روز دیگه برات خسته کننده و عادی بشه و فک کنی دیگه بودن باهاش برات تکراری شده. البته نظر من مطمئنن قطعی نیست و فقط نظر خودمه. مطمئنن خیلیا خلاف این فکر می کنن. شاید هم می اشتباه می کنم. ولی ترجیه می دم اشتباهم این باشه و کسی که دوسش دارم همیشه برام ارزشمند باشه تا یه روز بودن باهاش برام عادت بشه و یادم بره چقدر دوسش دارم.
TOM*TOM
تایپ شده با کیبورد TomTom در یکشنبه 2 فروردین1388 ساعت 13:37 موضوع | لینک ثابت
چند تا جملۀ همین طوری

کاش وقت با هم بودن رو قدر می دونستیم تا یه روز بعداز ازدست دادن همدیگه به جرم قدر ناشناسی از گذشته پشیمون نشیم و افسوس ازدست داده ها رو نخوریم....چه حیف از عشقی که برای خودخواهی پرپر بشه که بعد از اون دیگه تاب نفس کشیدن نداره...........
لیست کلیشه ای
لینک وبلاگای بقیه
چیزایی که قبلا نوشتم
طراح قالب
POWERED BY