<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>فقط تداعی آزاد...</title>
<link>http://tomtom83.blogfa.com/</link>
<description> TOMTOM خودش و تو تاریکی شناخت... </description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 03 Apr 2009 21:21:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>همه این سالگردهای دور انداختنی</title>
<link>http://tomtom83.blogfa.com/post-61.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;از دوازده فروردین 85 تا دوازده فروردین 88 دقیقن سه سال فاصلس. سه سال برای تغییر آدم و عوض شدن زندگیش کم نیست. سه سال خودش عمریه واسه اینکه بگی من یکی دیگه م. واسه اینکه کسی از رو فکرت و رفتارت نشناستت. واسه اینکه دور و بریات با اونایی که قبلن دورت بودن فرق کنن، دوستات عوض شن، احساست، کارت، تفریحت، غذا خوردنت، همه چیز عوض شه. تو سه سال می شه خیلی چیزا رو فراموش کرد. می شه حتی خیلی چیزایی که قبل از این سه سال اتفاق افتاده رم فراموش کرد. الآن که فک می کنم می بینم بهار اونقدرم که سال 85 و قبل از اون بد بود، بد نیست. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;و سه سال زمان مناسبیه برای اینکه بفهمی بعضی از سالگردها رو مجبور نیستی تا آخر عمر به خودت یادآوری کنی. هر چی بوده تموم شده، ته مونده خاطراتشم نشخوار کردی. پس دیگه وقتشه کم کم بی خیال شی و بچسبی به اینی که الآن داره برات اتفاق می افته. وقتشه جای سالگرد گرفتن و گله از بد بختیت و روزگار و آدما و زندگیت، حواست و شش دنگ جمع کنی که باز یه گند نزنی و بعدش سه سال براش سالگرد بگیری تا بفهمی چی باید باشه و چی نه. خوبیش اینه که می دونی هر چی سرت میاد و خودت می کنی و هیچ کس باعثش نیست. خوبیه اینی که می دونی ام اینه که مطمئنی این تویی که تعیین می کنه از اینجا به بعدش چی می شه. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;بعد از همه اینا دیگه وقتشه خودت و جمع و جور کنی. وقتش شده همه توان و انگیزه و ارادت و متمرکز کنی رو اون چیزی که می خوای. اونی که از لزوم بودنش مطمئنی. حواست باشه فقط، خودتی و خودت. الکی چشم تو چشم کسی ندوز که با نگاهت بهش بفهمونی به کمکش نیاز داری. اگه این کار و کردی فاتحه خودت و هر چی که برای بعدت می خوای خوندس. آخر اینکه همه اینا شعره که به هم می بافی. این حرفا هیچ جا به درد نمی خوره. فقط حواست به زندگیت باشه که یهو از خواب نپری ببینی هیچ جاش به لعنت خدا نمی ارزه و بشینی تو رختخوابت با خودت فک کنی عجب کابوس مزخرفی دیدم و بعدم عصبی شی و معدت درد بگیره و بشینی پیش خودت فک کنی آخ آخ ببین من چقد زندگی سختی داشتم که انقد عصبی ام و هزار تا درد و مرز عصبی دارم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;اصلا من بیخود دارم خودم و خسته می کنم. دو ساعت دیگه هیچ کدوم از اینا رو یادت نمیاد. برو بگیر بخواب. شب بخیر...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#ffff99&gt;TOM*TOM&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 03 Apr 2009 21:21:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tomtom83&amp;postid=61</comments>
<dc:creator>tomtom83</dc:creator>
<guid>http://tomtom83.blogfa.com/post-61.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دل دادن تو دو دلی مد شده</title>
<link>http://tomtom83.blogfa.com/post-60.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;هر روز کلی دختر و پسر با هم دوست می شن. یه آهنگ از این رپ بی خودا هست می گه &quot;عشق و عاشقی مد شده/آهنگای رضا صادقی مد شده...دل دادن تو دو دلی مد شده/شعرای سهراب سپهری مد شده&quot; این دوستیایی که &quot;مد&quot; شدن دلیلای مختلف و متنوعی دارن. حالا چه از طرف دختر شروع بشن چه از طرف پسر. مهم اینه که این دست روابط ارزش و انسانیت و زیر سوال می بره.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;مثلن بعضیا با هم دوست می شن واسه اینکه یکی باشه که اینا تنها نمونن. در واقع یه پارتنر فقط واسه مهمونی رفتن، واسه کافه رفتن، واسه خرید، واسه تفریح، واسه کوه رفتن، خلاصه یکی باشه اساسی پایه که اینا هر کار خواستن بکنن تنها نمونن دو نفری باشن. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;بعضیا با یکی دوست می شن که یکی باشه دوسشون داشته باشه که اینطوری احساس ارزشمند بودن داشته باشن و به خودشون ثابت کنن &quot;پس منم به درد دوست داشته شدن می خوردم&quot;.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;بعضیا بر عکس با یکی دوست می شن که فقط یکی باشه بهش ابراز احساسات کنن و براشونم مهم نیست که اون طرفم دوسشون داره یا نه.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;بعضیا دنبال دوست می گردن، البته دوست که نمی شه گفت، دنبال یه جنس می گردن که بین خودشون که می شینن بگن آقا فلانی &quot;خوب گوشتیه&quot; جون می ده واسه سکس و پارتی و عشق و حال. البته سوء تفاهم نشه من هر دو جنس و می گم نه صرفن دختر یا پسر.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;بعضی از دوستیا مصلحتیه. این مصلحت و شرایط تعیین می کنه. ممکنه مصلحت پول باشه، موقعیت اجتماعی باشه، کار باشه، کم نیاوردن پیش فلانی باشه، پوز فلان کس و زدن باشه. خلاصه هر چیزی ممکنه باشه جز آدم بودن خود طرف.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;بعضیای دیگه دوستیشون مث دوران نامزدی می مونه. ینی از همون اولش به ازدواج آخرش فک می کنن. این آدما اکثرن جو گیر می شن هر جا می رن از همون اول واسه هم نقش شریک زندگی رو بازی می کنن و تیریپ زن و شوهری بر می دارن واسه هم براشونم مهم نیست که به درد هم می خورن یا نه. دختره خوشحاله که شوهر گیرش اومده، پسره هم خوشحاله که مرد شده داره زن می گیره.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;بعضیا واسه لجبازی با بی اف یا جی اف قبلی با یکی دیگه دوست می شن که جز جیگر زدن دوست قبلیشون و با چششون ببینن که دلشون خنک شه انتقام تمام حقوق ضایع شدشون و احساس تلف شدشون و دارن از او بدبخت می گیرن. این وسطم گور بابای این دوست جدیده که واسه لجبازی دو نفر دیگه بازیچه می شه.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;بعضیا هم واسه کل کل کردن مخ یکی و می زنن. یا مثلا بین دوستای همجنس خودشون می گن &quot;شرط چقد می بندی اگه من دو روزه مخ فلانی و که به هیچ کس پا نمی ده بریزم تو فرقون یه دورم واست دور شهر بچرخونم؟&quot; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;بعضیا با یکی که فک می کنن از خودشون بهتر و بالا تره دوست می شن که تمام عقده های روانی و کمبودای شخصیتیشون و با بودن اون آدم جبران کنن.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;خلاصه این تنوع خیلی زیاد تر از ایناس. یه اس ام اس خنده دار بود چند وقت پیش یه دسته بندی کلی توش داشت که می گفت چهار جور دوستی داریم:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;اگه تو دوستی دختر با هوش باشه پسر احمق نتیجه عشقه&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;اگه پسر زرنگ باشه دختر احمق نتیجه سکسه&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;اگه دختر باهوش باشه پسر هم باهوش باشه نتیجه اینه که همیشه بینشون دعواس&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;اگه هر دوشون احمق باشن آخرش به ازدواج ختم می شه.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;از شوخی گذشته اما بعضی از دوستیا روابط که تعدادشونم خیلی کمه و جزء استثناها محسوب می شن، از اول با عشق شروع می شن. دو طرف همدیگه رو واقعن دوست دارن و دلیل این دوست داشتن سود و منافع شخصی نیست بلکه بودن و وجود خود اون آدمه (صرفن چیزی که خود اون آدم هست).اما این استثناها همیشه تلخ تموم می شن و یه چیزی هست که نمی ذاره این دو نفر برای همیشه با هم باشن. هر چند این استثناها هم استثنائن گاهی به نتیجه های خوب می رسن، اما نظر شخصی من اینه که این دوست داشتن ها ارزششون به همون نرسیدنه. چون انسان ذاتن به همه چیز عادت می کنه و عادی شدن هر چیز، شروع لوث شدن و کم ارزش شدنشه. خیلی بده کسی رو که خیلی دوسش داشتی و یه روز بودن باهاش آرزوت بوده یه روز دیگه برات خسته کننده و عادی بشه و فک کنی دیگه بودن باهاش برات تکراری شده. البته نظر من مطمئنن قطعی نیست و فقط نظر خودمه. مطمئنن خیلیا خلاف این فکر می کنن. شاید هم می اشتباه می کنم. ولی ترجیه می دم اشتباهم این باشه و کسی که دوسش دارم همیشه برام ارزشمند باشه تا یه روز بودن باهاش برام عادت بشه و یادم بره چقدر دوسش دارم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;EM&gt;&lt;STRONG&gt;TOM*TOM&lt;/STRONG&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 22 Mar 2009 10:06:50 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tomtom83&amp;postid=60</comments>
<dc:creator>tomtom83</dc:creator>
<guid>http://tomtom83.blogfa.com/post-60.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نمی خوای بفهمی انگار... هان؟</title>
<link>http://tomtom83.blogfa.com/post-59.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;فک که می کنی می بینی خیلی وقته یه چیزی یه جای زندگیت کمه.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;خیلی وقته همیشه یه جای کارت می لنگه.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;انگار یه پازل داری که وقت چیدنش هر چی می گردی سه چار تا تیکش و پیدا نمی کنی و نمی دونی اینا که گم شده قرار بوده کجای عکس پازلت و درست کنه.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;سال هاس یه چیزی رو یه جا گم کردی، یه گوشه جا گذاشتی که اصن نمی دونی چی بوده و کی کجا مونده.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;مث آدمای مریض شدی که هر روز صبح که پا می شن فک می کنن امروز روز آخره اما امروزشونم شب می شه و بازم تموم نمی شه و بعد از مدت ها از این تموم نشدن و منتظر موندن خسته می شن و آخرم نه از مریضی، که از منتظر مردن موندن می میرن.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;بعضی وقتا انقد سعی می کنی محکم و مقاوم باشی که دیگه طاقتت تموم می شه و از شدت محکم بودن می شکنی.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;خیلی وقتا از بس ناراحتی که جز خندیدن هیچ کار دیگه ای نمی تونی بکنی.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;بیشتر وقتا فک می کنی پس این همه آدمای جور وا جور دور و ورت به چه دردت می خورن؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;اما از اون بد تر اینه که همش داری به این فک می کنی که خودت به چه دردی می خوری و به نتیجه نمی رسی. هی خودکشی می کنی یه کاری کنی که بگی اره منم به این درد می خورم، رو این جریان خیلی ام پافشاری می کنی، ولی خیلی زود می فهمی حتی به اون دردی ام که می خوای بگی می خوری نمی خوری.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;پیش خودت فک می کنی تنهایی ام کاملی، فک می کنی به کسی نیاز نداری، فک می کنی از پس خودت بر میای، فک می کنی هر وقت خواستی همه چیز اونطور که می خوای پیش می ره، اصن عادت کردی الکی با خودت فکرای بی خود بکنی.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;بذار رک بهت بگم. من که باهات تعارف ندارم. بابا کور خوندی. از اولم گند زدی. گند ادامه دادی. یه روزم گند تموم می شی. نمی خوای بفهمی انگار... هان؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;   &lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;TOM*TOM&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 27 Feb 2009 21:21:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tomtom83&amp;postid=59</comments>
<dc:creator>tomtom83</dc:creator>
<guid>http://tomtom83.blogfa.com/post-59.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>باید ظاهرت عین آدم باشد</title>
<link>http://tomtom83.blogfa.com/post-58.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;هر چه بیشتر فکر می کنی افکارت به درد نخور تر می شوند، این می شود که فکرت را با حرص از مغزت بیرون می کشی و جلوی پایت پرت می کنی و کف کفشت را طوری که مطمئن شوی کاملا لهش کرده ای رویش می گذاری و از رویش رد می شوی به خیال اینکه فکر جدید تر به دردت بخورد، اما باز هم گند می زنی از بس افکارت مزخرفند و بی ارزش و مجبور می شوی همه شان را جلوی پایت پرت کنی و با دقت از رویشان رد شوی آن هم طوری که مطمئن شوی کف کفشت خوب لهش کرده و چیزی از آن باقی نمانده. اصلا شاید بهتر باشد به جای این همه دوباره کاری بیهوده یک روز مغزت را از جمجمه ات بیرون بکشی و جلوی پایت پرتاب کنی و با دو پایت طوری روی آن بپری که مطمئن شوی کفشت همه اش را له کرده تا کلا از افکارت و زحمتشان خلاص شوی. جمجمه تو هم مثل خیلی های دیگر با مغز و بی مغزش چندان فرق نمی کند. مهم این است که ظاهرت عین آدم باشد، این را همه می دانند...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;TOM*TOM&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 18 Dec 2008 20:44:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tomtom83&amp;postid=58</comments>
<dc:creator>tomtom83</dc:creator>
<guid>http://tomtom83.blogfa.com/post-58.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>یک تکه مغز...!!!</title>
<link>http://tomtom83.blogfa.com/post-56.aspx</link>
<description>&lt;B&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;بعد از ساعتها تحمل درد شدید پشت چشمهام،&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;اکنون که خسته روی تخت می نشینم و سرم را روی بالش می گذارم،&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;FONT color=#ffffff&gt;مغز&lt;/FONT&gt;م انگار که یک مایع غلیظ و مذابی شده باشد،&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;آرام آرام از گوش چپم خارج می شود...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;تکه های کوچک و سفید &lt;FONT color=#ffffff&gt;مغز&lt;/FONT&gt;،&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;در حالی که خون دلمه شده به آنها چسبیده،&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;روی ملحفۀ تخت و بالشم پخش می شود،&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;و همه را به گند می کشد...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;IMG alt=خون hspace=0 src=&quot;http://s2.screenshots.cc/upload/6368bca0.jpg&quot; align=textTop border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;حالا زمان مناسبی است،&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;تا من که همیشه به غیر عادی بودن متهم بودم،&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;تمرین کنم و یاد بگیرم چگونه&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;مثل آدمهای عادی و معمولی،&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;می شود به محلول پاک کنندۀ خون&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;از روی ملحفۀ رخت خواب فکر کرد...!!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;                                 &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#ffff66&gt;      &lt;U&gt;TOM*TOM&lt;/U&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/B&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;  &lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Wed, 23 Apr 2008 21:39:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tomtom83&amp;postid=56</comments>
<dc:creator>tomtom83</dc:creator>
<guid>http://tomtom83.blogfa.com/post-56.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چه اعتراف تلخیه، انگار رسیدم ته خط !!</title>
<link>http://tomtom83.blogfa.com/post-55.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; mso-pagination: none; mso-layout-grid-align: none&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=3&gt;&lt;EM&gt;&lt;STRONG&gt;امسالم بعد از سه روز تاخیر این جداییه همیشه تلخ و سالگرد می گیرم. &lt;/STRONG&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; mso-pagination: none; mso-layout-grid-align: none&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;امسالم دلم تنگ بود و  دوازده  فروردین دست و دلم به نوشتن نرفت. &lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; mso-pagination: none; mso-layout-grid-align: none&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=3&gt;&lt;EM&gt;&lt;STRONG&gt;دیگه خیلی وقته دلم نمی خواد حرفای دلم و بنویسم، از بس تکراری و کهنه و سیاه شدن. &lt;/STRONG&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; mso-pagination: none; mso-layout-grid-align: none&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=3&gt;&lt;EM&gt;&lt;STRONG&gt;از بس گرد و غبار این روزای کثیف روشون نشسته. &lt;/STRONG&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; mso-pagination: none; mso-layout-grid-align: none&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=3&gt;&lt;EM&gt;&lt;STRONG&gt;از بس نتونستم تو خیالم کم رنگت کنم. &lt;/STRONG&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; mso-pagination: none; mso-layout-grid-align: none&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=3&gt;&lt;EM&gt;&lt;STRONG&gt;از بس از این نتونستنم احساس ضعف می کنم. &lt;/STRONG&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; mso-pagination: none; mso-layout-grid-align: none&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=3&gt;&lt;EM&gt;&lt;STRONG&gt;از بس این نتونستن و ضعیف بودن و دوست دارم. &lt;/STRONG&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; mso-pagination: none; mso-layout-grid-align: none&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=3&gt;&lt;EM&gt;&lt;STRONG&gt;از بس به دلیل نبودنت فکر می کنم و از فکرش مغزم ترک می خوره. &lt;/STRONG&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; mso-pagination: none; mso-layout-grid-align: none&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=3&gt;&lt;EM&gt;&lt;STRONG&gt;از بس حس تنهاییم، بغض تو دلم میشه و اون بغض ترکای مغزم و از هم باز می کنه. &lt;/STRONG&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; mso-pagination: none; mso-layout-grid-align: none&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;از بس نمی دونم هنوز دوست دارم یا دلم به حالت می سوزه...&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; mso-pagination: none; mso-layout-grid-align: none&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT size=3&gt;گیج که می شم، از نفس کشیدنم که دلخور می شم، زندگی کردن که خستم می کنه&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT size=3&gt;،&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; mso-pagination: none; mso-layout-grid-align: none&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT size=3&gt; یادم میاد خیلی وقته حرف نزدم&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT size=3&gt;. راجع به اتفاقی که خیلی از عشقا و زندگیا و آدما رو مثل ما  له کرده و داغون.  &lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; mso-pagination: none; mso-layout-grid-align: none&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt; انگار که دیگه طاقتش و نداشته باشم حس گریه بهم دست میده. ولی بعد احساسم و قورت می دم. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; mso-pagination: none; mso-layout-grid-align: none&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;شاید بهتره که تنها باشی و حرف نزنی، تا کسی باشه که حرفت و بهش بگی و اون نفهمه... &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; mso-pagination: none; mso-layout-grid-align: none&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=3&gt;&lt;EM&gt;آخرحرفم این اعتراف تکراریه، مثل همه کلمه ها و حرفای قبل..&lt;/EM&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=3&gt;&lt;EM&gt;.&lt;/EM&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; mso-pagination: none; mso-layout-grid-align: none&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=3&gt;&lt;EM&gt;&lt;STRONG&gt; دلم خیلی تنگ شده. می دونم نگفتن بهتر از درک نشدنشه...&lt;/STRONG&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; mso-pagination: none; mso-layout-grid-align: none&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; mso-pagination: none; mso-layout-grid-align: none&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;FONT color=#ffff66 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;U&gt;TOM*TOM&lt;/U&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; mso-pagination: none; mso-layout-grid-align: none&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 03 Apr 2008 00:05:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tomtom83&amp;postid=55</comments>
<dc:creator>tomtom83</dc:creator>
<guid>http://tomtom83.blogfa.com/post-55.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>این عطر های جدید...!!</title>
<link>http://tomtom83.blogfa.com/post-54.aspx</link>
<description>&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;نمی دانم!!&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;اما چند وقتیست احساس می کنم نفسم دیگر تنگ است،&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;به سختی و زور در فضای سینه تردد می کند...&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;نمی دانم!!&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;اما حدس می زنم این تنگیه نفس شاید به خاطر بوی عطرهای جدید بازار باشد،&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;که از وجود آدم های اطراف به مشامم برخورد می کند،&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;و اصرار دارد همراه هر نفس،&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;درون ریه های بیمارم بچپد !!&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;اما من نمی گذارم.&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;واقعیت این است که نمی خواهم بگذارم.&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;آخر بوی این عطرها عذابم می دهند،&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;مرا می کشند ...............&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;U&gt;TOM*TOM&lt;/U&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 07 Mar 2008 21:59:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tomtom83&amp;postid=54</comments>
<dc:creator>tomtom83</dc:creator>
<guid>http://tomtom83.blogfa.com/post-54.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>یادش نمونده چی رو نباید یادش می رفت!!...</title>
<link>http://tomtom83.blogfa.com/post-53.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;حس روانی بودن.&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;تا دیوونگی راهی نمونده.&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;هر تانیه فقط دور خودش می چرخه.&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;هر کار می کنه نمی تونه از جاش تکون بخوره.&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;کلید شده اونجا، دقیقا جایی که همیشه بوده.&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;فکر می کرد تغییر سریع تر از اینا اتفاق بیفته، ولی....&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;الآن خیلی وقته کوچکترین حرکتی نداشته.&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;وای که داره خشک میشه.&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;تکون خوردن و نفس کشیدن و یادش میره حتمآ.&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;یادش رفته چی رو باید یادش می رفت؟&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;نه نه، یه چیزی بود انگار که نباید یادش می رفت...&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;همه که مردن، دیگه کسی نمونده.&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;ولی این بوی گند از زنده هاست که داره خفش می کنه.&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;کاش خلاص شدن راحت بود.&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;می شد نگران تعبیر خواب باشه و... نبود.&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;از بس تو بیداری دیده بود،&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;آدمایی که وقت راه رفتن رو زمین می خزن،&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;وقت حرف زدن فقط صدای جیغ ممتد از گلوشون در میاد.&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;شایدم تو خواب بوده.&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;حتی اینم یادش نمونده.&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;قبل از رفتن به خودش یه یادگاری میده.&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;همون تیکۀ کود شیمیایی که از تو باغچۀ پارک کش رفته بود.&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;چرا یادش نبود این همه بوی گند از جیب لباس خودشه!؟....&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;پوستش خیلی خشکه ، هر بار خم میشه ترک می خوره.&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;چند ثانیه بعد خون لخته شده.&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;آخرم یادش رفت این نای لعنتی چرا از دماغ و حلقش رد شده و رسیده به سینش...&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;U&gt;&lt;EM&gt;TOM*TOM&lt;/EM&gt;&lt;/U&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 12 Feb 2008 01:19:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tomtom83&amp;postid=53</comments>
<dc:creator>tomtom83</dc:creator>
<guid>http://tomtom83.blogfa.com/post-53.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://tomtom83.blogfa.com/post-52.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://irapic.com/uploads/1201072469.jpg&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #996633&quot; color=#cc3300 size=5&gt;ای کاش حتی مثل یک شمع بودم...&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;U&gt;&lt;STRONG&gt;TOM*TOM&lt;/STRONG&gt;&lt;/U&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 22 Jan 2008 21:17:55 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tomtom83&amp;postid=52</comments>
<dc:creator>tomtom83</dc:creator>
<guid>http://tomtom83.blogfa.com/post-52.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جمله روز</title>
<link>http://tomtom83.blogfa.com/post-51.aspx</link>
<description>دریایی باش تا اگر کسی سنگی به طرفت پرتاب کرد درتوغرق شود نه اینکه تو متلاطم شوی </description>
<pubDate>Tue, 11 Sep 2007 08:59:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tomtom83&amp;postid=51</comments>
<dc:creator>tomtom83</dc:creator>
<guid>http://tomtom83.blogfa.com/post-51.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
